نوشتهها، تجربهها و یادداشتها.
قبل از هوش مصنوعی، فرآیند کسبوکارت را درست کن
هوش مصنوعی نقطه شروع تحول دیجیتال نیست. تجربه من در محیطهای صنعتی نشان داده قبل از AI باید فرآیند، داده، مستندسازی و مسئولیتها روشن شوند.
مدیری که همهچیز باید از او رد شود، گلوگاه سازمان است
یادداشتی درباره مدیریتی که همه تصمیمها را در یک نفر جمع میکند؛ چرا تفویض اختیار، ثبت دانش و سیستمسازی شرط رشد واقعی سازمان است.
چرا فروش نباید به یک فروشنده قهرمان وابسته باشد؟
وقتی تمام فروش، مشتری و اطلاعات در ذهن یک نفر است، سازمان فروش نداریم؛ وابستگی داریم. چرا تیم فروش باید حافظه و فرآیند مشترک داشته باشد؟
سالهایی که از نو ساخته میشوی
یادداشتی شخصی درباره سالهایی که فقط از تقویم عبور نمیکنند؛ سالهایی که بعضی تعریفها را میشکنند و آدم را برای شروعی تازه از نو میسازند.
مذاکره در بازار واقعی با چیزی که در کتابها میخوانیم فرق دارد
مذاکره واقعی فقط تکنیک و عدد نیست؛ تشخیص مسئله، شناخت آدم، زمانبندی و فهم چیزی است که پشت جملههای مشتری پنهان شده.
از یک جایی به بعد، دیگر لازم نیست خودت را ثابت کنی
یادداشتی شخصی درباره سالهایی که برای اثبات خودمان میجنگیم و لحظهای که میفهمیم رشد واقعی از جایی شروع میشود که دیگر لازم نیست همه را قانع کنیم.
مشتری فقط قیمت نمیخرد؛ اعتماد میخرد
چرا در فروش فولاد همیشه ارزانترین قیمت برنده نیست؟ یادداشتی درباره اعتماد، صداقت، پاسخگویی و رابطهای که مشتری را برمیگرداند.
تلخی را که بپذیری، زندگی قابلفهمتر میشود
یادداشتی شخصی درباره پذیرفتن تلخیهای زندگی، کنار آمدن با واقعیت و پیدا کردن آرامش بدون انکار درد.
۱۵ سال فروش فولاد به من چه یاد داد؟
روایتی از پانزده سال تجربه در فروش فولاد؛ از اعتماد و مذاکره تا انتخاب مشتری، مدیریت ریسک و ساختن یک سیستم فروش واقعی.
قبل از آنکه سنگ برداریم، مکث کنیم
یادداشتی درباره شایعه، قضاوت جمعی و اینکه چطور گاهی فقط چند خط بیسند کافیست تا آدمها آبروی یک نفر را به آتش بکشند.